منت خدا را عزوجل که طاعتش موجب حیات است و به شکر اندرش مفرح ذات
سلام اول به همه بر و بچه های وب
بازم یه سلام ویجه به شاپرک مهربون که به من لطف داره به نازلی نازنین و عمو جان(هم اسم من)و و ممنون از دعای خیر عاطفه و جوونه مهربون(البته خودتون صاب خونه ای)
++++++++++++++++++++++++++++++
اول اینکه کلمه های نارنجی رو هم نخونید مفهوم عوض نمی شه فقط این نامه یه جوابیه هست به همه بچه های با محبت وب
اگه یه وقت اسم کسی جا افتاد عمو رو ببخشید!!
...یه سلام نارنجی تو یه شهر پر نارنگی البته از نوع پاکستانی!!!
از چن سال پیش که خطر تحلیل رفتن تمام احساسات سفید آدما تو این تهرون سیاه حس می شد هیچ کس فکر نمی کرد که با یه نو آوری جدید دنیا هم بره تو قحطی غذا!!!
امشب من از واقعیات جامعه ای حرف می زنم که مردمش قصه های ظهر جمعه را به کل یادشون رفته و قصه کدوقلقلی زن رو دوس ندارن!!من از مملکتی می گم که مریضای سرطانیش واسه بقا باید ماهی حداقل 1 میلیون پول بدن ,تازه هیچ تضمینی هم به زنده موندشون نیست شاید خدا می خواد(به قول فرشته: تا خدا نخواد یه برگ از یه شاخه نمی افته)
من از شهری می گم که دخترای فراریشو باید تو پارک لاله و ساعی پیدا کنی!!!(آره نرگس و متولد ماه دی جان) بدجوری دلم تنگه!!وقتی می بینم تو بهارستانو صادقیه دختر وسط خیابون دراز می کشه و مشق می نویسه دلم خیلی می سوزه(شایدم یه جور گدایی مدرنه)یا تو میدون ولی عصر فقیر بیچاره جلوی هایدا وا می ایسته و با نگاه کردن خوردن مردم سیر می شه غذا واسم از زهرمارم بدتره!!!
یلدا جان و محمود دیگه می دونم که دوست من باید دیگه دور عاشقی یه دایره بکشو حتی از نزدیکشم رد نشه بعد بگه گور پدرش(ببخشید) به درک که رفت!!!
اونسو ی عزیز عمو حرفش اینه که دوس داشتن, خیلی مقدس خیلی زیاد و کسی که دوست داره باید سفت بگیریش تا باد نبردش!!!بید مجنون , و حمید و شیرین عزیز من دلم واسه همه مادرایی که واسه سیر کردن بچه هاشون هر کاری می کنن حتی تن فروشی به حاجی های پدر سگ محله( به قول آقا احسان جون) خیلی کبابه!! من نگران بچه هایی هستم که بابای مفنگیشون زندگیشونو تباه کرده!!علی واجه فروش تورو خدا یه وقت نگی اینا بازی با واجه هاست اینا همش واقعیته!!!البته شاید (به قول پرنده )اونا مسئول زندگی خودشونن ماهم مسئول زندگی خودمون به ماچه!!
(دختر آریایی و شهریار عزیز) عمو نارنجی شده که این حرفا رو بنویسه دیگه!!ببخشید(بی تبار و مهربانوجان)که عمو حرفاش بعضی اوقات تلخه!!!( به قول سحر) شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشی چه شقايق چه گل پيچک و ياس ... زندگي اجبارست شایدم زندگی زیباست!!!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
+++++++++++++
اول که دیدش با اینکه بچه بود مثل بچه ها دوسش داشت!!!همیشه تو کوچه با هم بودن! همه دیگه می دونستن که نمی شه این دوتا رو جدا کرد!!توراه دبستان هم همیشه با هم بودن!! تو راه راهنمایی هم همیشه با هم بودن!!یواشکی تو خیابون می رفتن دبیرستان!!به بهانه های الکی قرار می ذاشتنو همدیگرو می دیدن!!!
بالاخره پسره تاب نمی آره با یه عالمه من من کردن, از دختر خواستگاری می کنه!! دختره خیلی خوشحال می شه و قبول می کنه!!قرار می ذارن که یه ذره بگذره بعد به خانواده ها هم بگن ...
- یه دفه همه چی عوض شد , دیگه جواب تلفنای پسر فقط بوق آزاد بود!!پسره داشت دیوونه می شد!!جرات نداشت بره دم خونشون!!با هزار تا بدبختی شماره و محل کارشو پیدا می کنه!!وقتی رفت پیشش معلوم نبود چرا بهش محل نمی ذاره؟ کلی تو ولی عصر دنبالش می ره!!ولی هیچ که هیچ!!!؟
به خواهرش زنگ می زنه!!اون می گه" با یه نفر دیگه آشنا شده که وضع مالیش خیلی عالیه الانم مثل اینکه با هم نامزدن تو هم اگه دوسش داری ولش کن بذار زندگیشو کنه"!!اصلا باورش نمی شه!!از درد فشارش می افته و خودش نقش زمین می شه و ...
فرداش زنگ می زنه:
- اگه قط کنی زندگیتو بهم می ریزم باید گوش بدی!!!چرا؟؟مگه تو به من قول ندادی!!آخه چرا!!؟
دختر: من باید یه چی تو تو دل خوش کنم به قیافت , به بیکار و بی آر بودنت, اصلا معلوم نیست قراره تو چی کار کنی تو حتی هنوز دیپلم هم نگرفتی!!اگه قول دادم بچه بودم غلط کردم برو پی زندگی خودت بچه...
پسره یه ماهی افسرده می شه و بعد...
5 سال بد
- به ÷سره زنگ می زننو ازش خواهش می کنن که به شرکتشون سر وسامانی بده پسره با کلی منت می پذیره به عنوان مهندس الکترونیک می ره اونجا و...
اصلا باورش نمی شد دختره بود , روشو برمی گردونه!!! ولی هنوز دوسش داشت ؛
وای چقدر شکسته شدی دختر !!!
دختره زندگی پر از بدبختیشوکه تا مزر طلاق پیش رفته رو تعریف می کنه و پسر به حال اون های های اشک می ریزه!!!
دختر می گه : تو منو نفرین کردی!!؟آره؟؟
پسر سکوت معنی داری می کنه و می گه "مگه دیوونه شدی به نظر تو آدم کسی رو که دوسش داره نفرین می کنه؟"(ولی خیلی دلش سوخته بود)
و اما عشق شاید خنده ای کوچک است بر دل بزرگ عمو ی نارنجی!!
بابا بی خیال !!اصلا زنگیو عشقه!!بزن به خوشی!!مگه چن سال زنده ای!!که همش حرفای غم انگیز بزنی!!!
یا علی
التماس دعا
