منت خدا را عزوجل که طاعتش موجب حیات است و به شکر اندرش مفرح ذات
سلام و یه سلام دیگه از سرخوشی به مهربون یزدی که فقط صداشو شنیدم... !!!
+++++++++++++++++++++++++++++++
![]()
سلام خدا جون , خیلی دلم می خواد ببینمت لطفا به من کمک کن!!نفسهای منو به امانت پیش خودت نگه دار!!
- تو اینجایی اونجایی یا شایدم...تو رو جون عزیزت خدا جون به من یه کم قدرت بیشتر بده تا بایستم و مردانه به آسمان نگاه کنم تا بازهم ببینم توان بی نهایت تورا ,خدایا به من رسم عاشقی بده و نه رسم عاشق کشی, خدایا اگر توان نگه داری سیرت را دارم صورت عطا کن!!خدایا اگر جان مرده ای را نیرو می بخشم جانی تازه بده و اگر نداری را دارا می کنم مرا دارا کن!!!
و حرف آخر: به جان فرشته نازنینم قسمت می دم که فرشته من رو شفا بدی!!!
++++++++++++++++++++

اینو نمی دونم واسه کی می نویسم(کاش از اول می دونستم که واسه کی نوشتن ارزش نوشتنو داره!!!)
یه پارچه سلام!!!
دو فنجون لبخند و یه عالمه نقطه چین واسه اینکه جواب نامه های منو بدی....
ای کاش مطمئن بودم , نامه هام یه جای امن مثل دل تو رو دارن!!!اگه این طوری بشه اون موقست که حس می کنم حرمت قطره های اشک منو نگه داشتی!!ولی حیف که می ترسم نامه هامو نخونده پاره کنی!!
راستی هنوز فکر می کنی, خیلی دوست دارم!!؟
آره بابا عاشقتم!!!اونم بدجوری !!!اون قدر عاشقت هستم که اگه لب تر کنی یه روزه واست بمیرمو یه روز مجلس هفت واسه خودم بگیرم!!!اونقده عاشقتم هستم که ستاره های ندیده آسمونو هو کنم!!!نکنه یه وقت گلای نشکفته لبت پجمرده بشه !!!نکنه تو این گرونی برنج دل تو ارزون بشه و بفروشیش به یه آدم یلا قبای دیگه مثل من!!من همیشه تو فکرم جای دستای نازنیتو رو صورتم گل بارون می کنم و جای پاتو رو چشمام سرمه می زنم!!راستی یه چیز دیگه !!!صدای نفسای منو رو پیشونیت حس می کنی!!!؟یا نه بازم فکر می کنی فقط دوست دارم...
+++++++++++++از تجربه دوستم پند بگیرید!!!؟؟

- می گفت:
وقتی از دور نگاش می کردم فکر می کردم خیلی مهربونو با ادبه, می گفت به همه چیزو همه کس احترام می ذاره (تو خالی تو خالی)قوانین آدما رو اونجور که می خواست عوض می کرد, ادای آدمای
متمدنو در می آورد, کاش یه ذره حالیش بود ولی حیف که فقط اداشونو در می آورد...
بهش نزدیک شدم فکر کردم ارزششو داره, بهش نزدیکتر شدم حس بدی نداشتم, بازم نزدیکتر شدم ؛فقط
چشماشو می دیدم!!دیدم نه !!اصلا اونی که فکر می کردم نیست!!!تازه فهمیدم ولی زود فهمیدم!!
ازش دور شدم تا از دور با هم خوش باشیم دیدم ارزش نداره!!یه ذره دورتر شدم؛ دیدم وقت تلف کنیه!!!
فاصلمو بیشتر کردم دیدم حتی دیدن سیاهی از اون هم الکیه!!رفتم عقب عقب مثل یه تفاله چایی می دیدمش!!اونم زیادش بود!!سرمو برگردوندم تا دیگه هیچی ازش نبینم!!!حتی اسمشم ارزش موندن تو موبایلم رو نداره!!!
+++++++++
سرود کرکسان شوم
صدای نرم پای قاصدکها
و روزگار حسود که ناله های
حزن انگیزش
در لابه لای استخوان می پیچد
حسی که تاب ماندن ندارد
و قلبی که حمام غم می گیرد
و اما من
به ناچار
با شانه های خمیده
درتهران بیرحم
از کنار همه آنها عبور می کنم
وبه پای سرنوشت می مانم.
تنهای تنها
اما نه !خدا هست خدا هست
